تقریبا یکسال قبل نماز خواندن در منزل برای من کمی سخت بود . یاسمن مهر را بر میداشت و فرار میکرد یا اینکه به پرو پای من میپیچید یا از سر و کول من بالا می رفت و خلاصه به زحمت باید نمازم را میخواندم . گاهی مجبور بودم یک مهر زاپاس قبل از نماز توی جیبم بگذارم و . . .


اما حالا او برای من و خودش سجاده می آورد و در کنارم نماز میخواند . سجده هایش مرا به خنده وا می دارد چیزی شبیه به سینه خیز که 90 درصد نمازش را تشکیل می دهد . نماز او گاهی فقط از یک سجده طولانی تشکیل می شود . ضمنا او با ما به مسجد می آید و حتی یک دوست جدید هم در مسجد پیدا کرده بنام مرضیه .
دختر کوچولوی من حالا بتازگی رکوع را هم یاد گرفته است:


+ نوشته شده توسط بابای یاسمن در شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت
8:7 |


